میدونم نا امیدی خیلی بد .
میدونم آخرین تیری که شیطان به طرف انسان پرت میکنه ناامیدیه.
میدونم امید اساس زندگیه .
میدونم ...
اما...
اما من کم کم دارم از همه نا امید میشم ، از تمام آدم ها از تمام آدم نماها ، از این
دنیا ، از همه چیز و همه کس .
الحق که این خواننده واقعا این شعرو درست و به جا گفته :
آدمک قصه نخور ماهممون مثل همیم
صبح ها که ازخواب پا میشیم نقاب به صورت میزنیم ،
یکی معلم میشه و یکی میشه خونه به دوش
یکی ترانه سازمیشه ، یکی میشه غزل فروش
این یه حقیقته هر کس که صبح میخواد از خونه بره بیرون یه نقاب میذاره رو صورتش تا کسی از باطن آلوده
وسیاهش خبر دار نشه ... اما وای ازون روزی که توی قیامت همه روجمع کنن و گناه
های آشکار و پنهان
رو جلوی دوست و آشنا فریاد بزنن ...
شنیدم قهر کردن بیشتر از سه روز باعث قبول نشدن نمازمیشه . اما من میگم باید
توی این زندگی گاهی
وقت ها از یه عده برید چرا که می فهمیم چی زیره نقابشون پنهان کردن.
می فهمیم همه چیز همین ظاهر آراسته و ساکت و بی هیاهو نیست .
نمیدونم برای قهر کردن بیشتر از سه روز توی قانون خدا تبصره و ماده ای
هست یا نه ،اما به نظر من که وقتی کاسه ی صبرت لبریز شد و یه عده دائم در حال گول زدن
خودشون بودن باید ازشون دور بود .
نظر شما چیه ؟
چقدر دلم هوای امام زمان روکرده نمی دونم پس کی دل آقا هوای مارومی کنه ؟؟؟
بازمخودمون رو دلداری میدیم ومیگیم :
شاید این جمعه بیاید
شاید ...